کتابی دیگر: تنها بی پر وا یان پا یدا رند


تنها بی پر وا یان پا یدا رند/ اند رو گرو/ ترجمه دکتر رضایی نژاد/ فرا/ 222 صفحه

(این اثر برچسته، کتابی است خطرناک که خواننده را به اندیشه وا می دارد)

کتاب رو اند رو گرو مدیر عامل شرکت اینتل نوشته است. در خصوص این که وقتی یک بحران در صنعت پیش میاد چطور با یک چرخش راهبردی، استراتژی شرکت رو تغییر بدهیم و به جای نابودی در اثر این بجران یا تغییر شرایط، بتونیم رشد کنیم و پیروز میدان باشیم. کتاب از بعضی تغییرات سریع در دنیای فن آوری میگه و این که فلان مورد رو جدی نگرفتیم و چه بلاهایی سرمون و اومد یا اون جایی که به موقع تشخیص دادیم و به پیشواز تهدید رفتیم و موفق شدیم. 

چیزی که توی این کتاب حیلی جالبه طرح (نمودارـ پلان) نیروهایی است که به شرکت از داخل و خارج بشه و اگر روزگاری یکی از این نیروها به هر دلیل ده برابر بشه میتونه تکان دهنده باشه و کلاً تحول ایجاد کنه و این ما هستیم که با تشخیص به موقع می تونیم این تحول رو به پیشرفت سوق بدیم یا به نابودی کامل. حالا از اون مهمتر وقتیه که به جای شرکت خودمون رو تصور کنیم در برابر توانمندنی های شخصی و مسائل محیط اطرافمون. چه نیرویی میتونه با ده برابر شدنش من رو تغییر بده؟ کدام یکی از شرایط بیرونی رو تغییر بدم یا توانمندیم رو بهبود بدم یا حتی توانایی خاصی در خودم ایجاد کنم میتونه اون نیروی ده برابری باشه و زندگی شخصی/ شغلیم رو دگرگون کنه؟!... 

من یکی که مدتیه با این سوال درگیرم و هنوز هیچ جوابی براش پیدا نکردم: شاید برنده شدن چند صد میلیون تومان یا مثلاً ازدواج با یک آدم خیلی خیلی خاص و ویژه، یا حتی مدیرعامل یک گروه صنعتی شدن؟!....



کتابی دیگر: مجموعه داستان کوتاه


شاید یک سال طول کشید تا تمومش کردم: نه به خاطر داستانهاش؛ بلکه به خاطر اندازه و وزنش! یعنی این قدر سایز این کتاب مناسب بود که موقع مترو سواری یا وقتهایی که میدونم قرار منتظر بمونم همراهم برمی داشتم تا توی وقت آزادم چند صفحه ای بخونم و البته از بس سبک بود با دست گرفتنش خیلی زود نوبتم می رسید و فرصت خاصی برای خواندن پیش نمی اومد! 

مجموعه چند داستان کوتاه که اغلب بدون پایان رها میشه.


خواب خوب بهشت/ سام شپارد/ امیر مهدی حقیقت/نشر ماهی/ 1388/ 164 صفحه


شاید ناب ترین جمله این کتاب:

" زندگی چیزی است که برایت اتفاق می افتد، وقتی داری برای چیز دیگری برنامه می ریزی"


ادامه نوشته

کتابی دیگر


بالاخره بعد از ماه ها موفق شدم تمومش کنم. میگفتن کتاب خیلی خوبیه. اما من نظر خاصی در موردش نداشتم:


عقاید یک دلقک/ هاینریش بل/ محمد اسماعیل زاده/ نشر چشمه/چاپ ششم: بهار 85/ 353 صفحه


از تمام کتاب این جمله بدجوری حس آرامش به همراهش داشت: "امیدوارم بدانی که اینجا همیشه برای تو یک قابلمه کوچک سوپ گرم روی اجاق گاز آماده داریم"



کتابی دیگر: لحظه ای ست روئیدن....


هنوز هم میشه به خودم امیدوار باشم: وقتی یک کتاب خوب با نثر روان دستم میرسه میتونم حتی در اوج خواب دهها صفحه رو پشت سر هم بخونم و لذت ببرم. پس یعنی کتاب نخوندنم اون قدرها هم تقصیر خودم نیست!

....لحظه ای است روئین عشق/ لورا اسکوئیول/ آذر عالی پور/انتشارات روشنگران و مطالعات زنان/ 201 صفحه

کتاب از مردی میگه که قدرت کلمات رو درک میکنه و با حس قوی که از اطرافش داره میتونه درون آدمها رو ببینه، اما با یک اشتباه کوچک برای همیشه عشق زندگیش رو از دست میده و میشه یک تلگرافچی تنها....



ادامه نوشته

یک کتاب


آبروی از دست رفته کاترینا بلوم یا خشونت چگونه شکل می گیرد . به کجا می انجامد/ هاینریش بل/ حسن نقره چی/انتشارات نیلوفر/ تابستان 1388/ 132 صفحه


هیچ ایرادی نمیتونم بهش بگیرم. خصوصاً توضیحاتش در مورد تحریف واقعیت و جوسازی توسط "روزنامه" اما دوستش نداشتم. فقط همین!



کتابی دیگر: دموقراضه



دموکراسی یا دمو قراضه/ سید مهدی شجاعی/ کتاب نیستان/ 1388/ 192 صفحه

(قیمت داخل جلد کتاب 33000 ریال و قیمت پشت جلد 80000 ریال)




چند سرفصل از کتاب:

ـ همه گذشتگان همه جور فحش بوده اند.

ـ کسی که بیشتر می بیند بیشتر می دزدد.

ـ پادشاه بچه محل خداست.

ـ دزدی کار زشتی است، مگر برای اهداف متعالی

ـ دشمن چیز مفیدی است، اگر کم آوردید خودتان درست کنید.


و از همه مهمتر دروغ رو اون قدر با اعتماد به نفس و اون قدر بزرگ بگید که نشه باورش نکرد....

تنها پیشنهاد من اینه که در آستانه خداحافظی یکی (!!)  و سلام یکی دیگه (!!) حتماً بخوانیدش.

(توضیح این که دمو اسم یکی از 55 برادر بوده و به دلیل مشکلات جسمی به قراضه ملقب شده بوده است)




کتابی دیگر: مجموعه داستان


اصولاً با مجموعه داستان میانه جالبی ندارم؛ خصوصاً این داستانهای جدید. حتی یادم نمیاد مجموعه داستان قبلیش رو تونستم به انتها برسونم یا نه. اما این یکی کتابش فوق العاده بود. 13 داستان عالی که آدم الاً انتظارشون رو نداره. خوندنش چسبید. خصوصاً که هیچ دو داستانی رو پشت سر هم نخوندم تا مزه قبلی چند روزی زیر زبانم بمونه!

بودای رستوران گردباد (مجموعه داستان)/ حامد حبیبی/ نشر چشمه/زمستان 1390/ 116 صفحه


* اگر آدم یک مدت نتونه دوستی رو پیدا کنه باید چی کار کنه؟ ناشی از اینه که اتفاقی برای اون دوست پیش اومده و نمیشه پیداش کرد یا اون دوست دیگه دلش نمیخواد با آدم حرف بزنه؟ وقتی تلفن خونه رو جواب نمیده و موبایلش همیشه خاموشه و اس.ام.اس ها بهش نمیرسه. میترسم به محل کارش زنگ بزنم و دلخور بشه. چطور باید بفهمم حالش خوبه و احیاناً نمیخواد با من صحبت کنه یا مشکلی براش پیش اومده و باید بهش کمک کرد؟


کتابی دیگر


* ... دنبال حرفش را می خورد عزیز عادت دارد دنبال حرفهایش را بخورد. خوراک عزیز کلمه است. کلمه هایی که تا سر زبانش هم می آیند و عزیز لب می بنددد و قدرت می دهد. کلمه را قورت می دهد. همین جور کلمه پشت کلمه، سیر می شود با کلمه ها. همین است که سر سفره از همه ما کمتر می خورد؛ هی می گوید سیرم!...... (قسمتی از متن کتاب)


و دیگران/محبوبه میرقدیری/ برنده جایزه مهرگان ادب: رمان برگذیده سال 85/ انتشارات روشنگران و مطالعات زنان/213 صفحه

* کتاب واگویه های زنی است با خودش و با دیگران طی مدتی که در بیمارستان بستری است و گاه از سر عقل می گوید و گاه هذیان ناشی از بدن تب دار و رنجور از جراحی سنگینی که پشت سر گذاشته. از گذشته و حال و آینده و رویا و آرزو و حقیقت. کتابی که صفحات اولش فقط بوی عشق می دهد.....


* و دیگران حکایت عشقی بدفرجام است. قصه تنهایی و ترس، ترسی زنانه: مباد تنها بمانم. مباد هرگز لذت دوست داشتنی و دوست داشته شدن را نچشم. اما آنچه زن تجربه می کند نه عشقی راستین و نه احساسی غرور آفرین که بتوان آن را فریاد کرد و در حریم امن آن آشیان ساخت، بل فر رفتن در دامچاه احساسی تند و گنگ و همراه با شرمساری است: دست بردن به کاسه دیگران و دزدیدن چیزی که سهم تو نیست. آیا به راستی این عشق بود یا تو با نیازی عنان گسیخته به آن نام عشق دادی تا سرانجام با فریب بزرگ رو به رو شوی و وانهاده فریاد برآوری که نه! این آن نبود که من می خواستم. (پشت جلد کتاب)


کتابی دیگر: جیرجیرک


تا حالا کتابی ازش نخونده بودم. بعد از خریدن حتی به جلد کردن هم نرسید که گرفتمش دستم: یکسره، بی وقفه و نفس گیر تا انتها.....

جیرجیرک/ احمد غلامی/نشر چشمه/1391/68 صفحه

دوستش داشتم و از این همه پرش زمان و مکان اصلًا گیج نشدم.



کتابی دیگر


قیدار/رضا امیرخانی/نشر افق/294 صفحه

از این کتاب زیاد نوشتند و از همون نوشته ها بود که ما هم 90000 ریال ناقابل پرداخت کردیم تا به گنجینه کتابهامون اضافه اش کنیم. کتاب روانی بود، از اونها که آدم دلش میخواد ادامه بده و بخونه. اما واقعیت اینه که داستانش رو دوست نداشتم. انگار آدمهاش خیلی از ما دور بودند. کلی هم غریبه. نه تنها چند دهه فاصله، که انگار اصلاً مال این خاک نبودند. اگر این چند وقت اخیر به خاطر شرایط خاص کاری این همه با این دسته از آدمها سر و کار نداشتم شاید میتونستم باورشون کنم. اما این تجربه اخیر باعث شد هیچ حس نزدیکی با داستان پیدا نکنم. فکر میکنم دیگه سالهاست که ابرمردی پیدا نمیشه که این قدر توانمند باشه و همه شیفته مرام و معرفتش باشن و اطراف خودش بتونه یک مدینه فاضله کوچک بنا کنه.به عنوان یک کتاب خوندمش ، اما داستانش رو باور نکردم......


کتابی دیگر


وقتی یک کتاب مدت طولانی دست آدم می مونه و با هر یک صفحه خوندنش آدم بلافاصله خوابش می بره و خوندنش حالا حالا ها طول میکشه باعث میشه کلی فحش و بد بی راه پیش بیاد. یعنی کلی به خودم فحش میدم که چرا این همه خودم رو خسته میکنم و عرضه یک کتاب خوندن هم ندارم. بعد وقتی یک کتاب به دستم میرسه که تا تموم شدن زمین نمیذارمش با خودم فکر میکنم که تقصیر از من و خستگیهام نیست که نمیتونم کتاب بخونم. برمی گرده به جذابیت کتاب و روانی متن یا ترجمه اش....

دوست بازیافته/فرد اولمن/مهدی سحابی/نشر ماهی/112 صفحه/ 1385

کتاب جذابی بود و در عین سادگی لذت خوندن یک کتاب خوب رو نصیبم کرد. تمام آرامش کتاب و احساسات یک نوجوان و نیازش به دوست یک طرف؛ آخرین جمله کتاب یک طرف دیگه.....



کتابی دیگر


« چقدر باید بگذرد تا آدمی بوی تن کسی را که دوست داشته از یاد ببرد؟ و چه قدر باید بگذرد تا بتوان دیگر او را دوست نداشت؟ »

« "حق اشتباه" ترکیب بسیار کوچکی از واژه ها. بخش کوچکی از یک جمله، اما چه کسی این حق را به تو خواهد داد؟ چه کسی جز خودت؟»

داستان زنی که همسرش با دوست دخترش ترکش کرده و به دعوت پدر همسرش برای آرامش اعصابش چند روزی به ویلای قدیمیشون پناه می برن و بعد پدرشوهری که همیشه یک آدم ساده و ساکت و معمولی بوده کلی ماجراهای واقعی زندگیش رو تعریف میکنه و از اونایی میگه که شهامت رفتن داشتن و از اونایی که موندن و تحمل کردن و از این که خوب شد پسرش رفت چون اون زن لیاقت خیلی بهتر از اینها رو داره که در کنار همسرش نمیتونسته به دستش بیاره و بعد هم داستان همونجا رها میشه .....

من او را دوست داشتم/ آنا گاوالدا/ الهام دارچینیان/نشر قطره/1387/ 175 صفحه


کتابی دیگر


داستان یک روز از زندگی چهار خواهر و برادر رو روایت میکنه که به مجلس عروسی دعوت میشن و از وسط جشن فرار میکنن که سری به برادر غایبشون بزنن و یک روز رو مثل زمان کودکی و بدون همسر و فرزند و مشکلاتشون در کنار هم به سر می برن.

"چیزی شبیه یک روز مرخصی اضافی حین خدمت،کمی مهلت، فاصله بین دو پرانتز، یک لحظه لطافت، چند ساعتی که از دیگران ربوده بودیم...

زندگی هنوز چند روز مرخصی برایمان اندوخته بود؟ و نیز چند تا دماغ سوخته؟ چند تا دلخوشی کوچک؟ کی همدیگر را از دست می دادیم و رشته ها چگونه می گسستند؟...."

خود این کتاب هم مثل همون کمی مهلت می مونه، یک لحظه لطافت.....

گریز دلپذیر/آنا گاوالدا/ الهام دارچینیان/ نشر قطره / 146 صفحه/ چاپ دوم: 1390



کتاب نامه


کتاب بدی نبود؛ یعنی علیرغم این که اولش نوشته بود اگر اعصاب ندارید این کتاب رو شروع نکنید و براش وقت نگذارید و اگر هم وقت بذارید نهایت توی دوساعت و به اندازه دیدن یک فیلم سینمایی یا تماشای مسابقه فوتبال وقت می بره و چیزی از دست نمی دید. پیشنهاد کرده که اگر صبر و حوصله ندارید این کتاب رو نخونید! بالاخره بعد از کلی تبلیغات منفی پشت جلد و مقدمه کتاب شروع کردم به خوندن. به عنوان یک کتاب مستقل بد نبود، اما کلی پاورقی داشت که در مورد شخصیتهای داستان و حتی آدمهای گذری که نقش خاصی نداشتند به یکی از نوشته های قدیمیش ارجاع داده بود. یکی دو تایی رو که ورق زدم متوجه چیز خاصی نشدم. حالا باید فرصت کنم و همه کتابهای قبلی که دارم رو از اول بخونم تا یادم بیاد مثلاً اون خانمی که توی سینما پشت سر نگار نشسته چه ربطی به سیمین کتاب چند روایت معتبر داره.


سه گزارش کوتاه درباره نوید و نگار/مصطفی مستور/نشر مرکز/چاپ دوم/ اسفند 90/ 121 صفحه


کتابی دیگر


برای یک شبی که توی تخت خودت نیستی و بی خوابی به سرت نمیزنه و البته میتونی که چراغ روشن کنی و سرت رو با کتاب خوندن گرم کنی میتونی توی خواب و بیداری نصفه شب این کتاب رو امتحان کنی. فکر زیادی نمیخواد و البته که به جز اشارات خود خانم نویسنده ـ که میخواد گریزی بزنه و منظور مفهوم نشده اش توی کتاب قبلی رو بفهمونه ـ هیچ ربطی به کتابهای دیگه ایشون نداره. کتابی که توی خواب و بیداری نفهمیدی بالاخره دو تا خواهر دو قلو بودند که کتاب به دو فصل روزهای آذین و آزیتا تقسیم شده بود و گوشه ای به دو قلو بودنشون داشت یا تصور خود راوی بود. بالاخره از مطالعه بین ساعت دو تا سه نصفه شب نمیشه بیشتر از این انتظار داشت!

روز خرگوش/بلقیس سلیمانی/نشر چشمه/ چاپ اول/ زمستان 1390/ 120 صفحه


* دیشب یک دفعه با خودم فکر کردم که سی و پنج سال و سیصد و شصت روزه ام. چه عدد جالبی! چه حس خوبی باید داشته باشه سی و شش سال و سیصد و شصت روزگی!



کتاب نامه


مدتهاست که کتاب خوندنم محدود به شرایط خاصی شده: یا آخر شب و قبل از خواب، یا وقتی توی نوبت بانک و ویزیت دکتر و هر جای دیگه ای که منتظرم، یا وقتی کنار خانواده هستم و سرشون به تماشای چیزی گرمه و من میخوام در عین کنارشون بودن خلوت خودم رو داشته باشم. یعنی کلاً کتابهایی که دستم بوده مطالعه این مدلی رو می طلبیدند. اما بعد از مدتها کتابی دستم رسید که وقتی شب با خستگی موقع خوندنش خوابم برد، صبح که بیدار شدم کل کار و زندگی رو ول کردم و چسبیدم به کتاب! یعنی عوض دست و رو شستن و صبحانه خوردن و مرتب کردن خانه و فکر نهار و قرار عصر دوستان ـ رها خانم سلام عرض شد! ـ دو دستی چسبیدم به کتاب و صد صفحه آخرش رو خوندم و بعد رفتم دنبال کار و زندگی.

داستان زنی بود که بعد از هجده سال زندگی مشترک و به دوش کشیدن یک تنه زندگی و سه تا بچه و فراهم کردن آرامش کافی برای همسری گاه و بیگاه خیانتکارش بالاخره تصمیم می گیره از اون زندگی خارج بشه و با یک سفر به خودش استراحتی بده تا زندگیش رو مرور کنه. مرور گذشته های پراکنده زن و مرد و اتفاقات مشترک و تنهایشونه و به هم پیچیدگی کل خانواده بعد از اون که زن غیبت میکنه. کتاب در عین سادگی بسیار روان و جذابه و آدم رو دنبال خودش میکشونه تا ببینه بالاخره بعد از این همه سالها و مشکلات عاقبت چه تصمیمی بهترینه. از اون کتابهایی که در عین سادگی متن و موضوع و روانیش ـ که خواننده رو مجبور نمیکنه بعضی پاراگرافها رو دوباره بخونه تا بفهمه ـ به اندازه کافی آدم رو به تعمق توی روابط خودش و مرور گذشته اش تشویق میکنه. من که دوستش داشتم و اگر کسی خواست بخونه با قول این که حتماً بهم برگردونه بهش امانت میدم:

وانیل و شکلات/ ازووا کاساتی مودینایی/ لیلا صدری/ نشر البرز/ چاپ ششم 1390/ 560 صفحه

(لازم به ذکره که نویسنده کتاب یک خانم ایتالییی هستند و کتابشون چندین سال متوالی جزء لیست پر فروشترین کتابها بوده ـ به نوشته روی جلد کتاب البته!)


آخرین کتاب دنیا


نمیدونم این چه حکایتیه که بعضی کتابها رو  دست میگیری و سریع به انتها می رسونی، بعضی ها رو با لذت دنبال می کنی و بعضی رو باید کلی جون بکنی تا تموم بشه. بعضی رو میگی چه حیف شد که تموم شد و بعضی رو میگی آخیـــــــــــــــش! بالاخره تموم شد! موقع خوندن بعضی کتابها با خودت میگی چرا این قدر توضیح اضافی دادند و بعضی ها رو با خودت فکر میکنی که این کتاب میتونست خیلی طولانی تر از این باشه... خلاصه که دارم سعی میکنم بازم قسمت کتابنامه رو راه بندازم و از کتابهایی که میخونم بنویسم. عجالتاً اولین کتاب سال 91:


آخرین کتاب دنیا/ رودهن فیلبریک / سمیه کرمی/ کتابسرای تندیس/ 1390/ 198 صفحه

از اون کتابهاست که فکر میکنی صفحاتش خیلی بیشتر از این میتونست باشه و کلی جای حرف و توضیح بیشتر داشت. داستان آینده زمینه که بعد از تکان بزرگ همه چیز نابود شده و هیچ اثری از تمدن قدیم نمونده و نسل بشر به دو صورت معمولی ها و اصلاح شده ها وجود داره که معمولی ها انسانهای پر از عیب و نقص هستند که از پروتئین ها و غذاهای آماده استفاده می کنند و با الکترودهایی که توی سرشون میذارن حالاتی مثل فیلم دیدن رو تجربه میکنند و اصلاح شده ها هر کدام برای منظور و کاربری خاصی اصلاح ژنتیک شدند و موجودات بی عیب و نقصی هستند که از موهبت غذاهای طبیعی و آسمان آبی و زمین سبز بهره مند هستند. حالا  بین این معمولی ها یک پیرمردی هست که از کاغذپاره های باقیمانده چیزهایی خونده و از نسل الان بشر چیزهایی میدونه و دلش میخواد که کتاب بنویسه و با ماجراجویی های یک پسر معمولی که میخواد خواهرش رو از مرگ نجات بده همراه میشه و تشویقش میکنه تا اونها رو به عنوان آخرین کتاب دنیا بنویسه....

و البته که بعد از مدتها بالاخره موفق شدم اسرار گنج دره جنی رو هم تموم کنم و امیدوارم که بتونم این همه کتاب نصفه نیمه ای که دستم دارم رو هم به انتها برسونم.