وقتی یک کتاب مدت طولانی دست آدم می مونه و با هر یک صفحه خوندنش آدم بلافاصله خوابش می بره و خوندنش حالا حالا ها طول میکشه باعث میشه کلی فحش و بد بی راه پیش بیاد. یعنی کلی به خودم فحش میدم که چرا این همه خودم رو خسته میکنم و عرضه یک کتاب خوندن هم ندارم. بعد وقتی یک کتاب به دستم میرسه که تا تموم شدن زمین نمیذارمش با خودم فکر میکنم که تقصیر از من و خستگیهام نیست که نمیتونم کتاب بخونم. برمی گرده به جذابیت کتاب و روانی متن یا ترجمه اش....

دوست بازیافته/فرد اولمن/مهدی سحابی/نشر ماهی/112 صفحه/ 1385

کتاب جذابی بود و در عین سادگی لذت خوندن یک کتاب خوب رو نصیبم کرد. تمام آرامش کتاب و احساسات یک نوجوان و نیازش به دوست یک طرف؛ آخرین جمله کتاب یک طرف دیگه.....